محمد خزائلى

120

شرح بوستان ( فارسى )

نخفتت مظلوم ز آهش بترس * ز دود دل صبحگاهش بترس نترسى كه پاك‌اندرونى شبى ، * برآرد ز سوز جگر يا ربى ( 1 ) نه ابليس بد كرد و نيكى نديد ! * بر پاك نايد ز تخم پليد ( 2 ) مدر پردهء كس به هنگام جنگ ( 3 ) * كه باشد ترا نيز در پرده ننگ مزن بانگ بر شيرمردان درشت ، * چو با كودكان برنيايى به مشت حكايت ( 18 ) [ يكى پند ميداد فرزند را . . . . ] يكى پند ميداد فرزند را * نگه‌دار پند خردمند را مكن جور بر خردگان اى پسر * كه يك روزت افتد بزرگى ( 4 ) به سر نميترسى اى گرگك ( 5 ) كم‌خرد ، * كه روزى پلنگيت بر هم درد ؟ به خردى درم زور و سرپنجه بود * دل زيردستان ز من رنجه بود به خوردم يكى مشت زورآوران * نكردم دگر زور بر لاغران الا ( 6 ) تا به غفلت نخفتى كه نوم ، * حرامست بر چشم سالار قوم